السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
270
تفسير الميزان ( فارسي )
و غرض از نهى از خوردن گوشت حيوانهايى كه بر روى نصب ذبح مىشود اين است كه جامعه مسلمين سنت جاهليت را در بين خود باب نكنند ، آرى مردم جاهليت در اطراف كعبه سنگهايى نصب مىكردند ، و آنها را مقدس شمرده و حيوانات خود را بر روى آن سنگها سر مىبريدند ، و اين يكى از سنتهاى وثنيت بوده . * ( « وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلامِ . . . » ) * كلمه « ازلام » به معناى تركه چوبهايى است كه در ايام جاهليت وسيله نوعى قمار بوده ، و عمل « استقسام به وسيله قداح » اين بوده كه شترى و يا حيوانى ديگر را سهمبندى مىكردند ، آن گاه تركه چوبها را براى تشخيص اينكه چه كسى چند سهم مىبرد ؟ و چه كسى اصلا سهم نمىبرد ؟ يكى پس از ديگرى بيرون مىكشيدند ، و اين خود نوعى قمار بوده كه شرحش در تفسير آيه : « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ . . . » « 1 » در جلد دوم اين كتاب گذشت . راغب گفته كلمه : « قسم » به معناى جدا كردن سهم و نصيب است ، وقتى گفته مىشود من اينطور و به اين اقسام تقسيم كردم ، معنايش اين است كه هر سهمى را از ديگرى جدا كردم ، و قسمت كردن ارث و غنيمت همه به اين معنا است كه سهم صاحب هر سهمى را از سهم آن ديگرى جدا كنى ، و اين كلمه در قرآن كريم آمده آنجا كه مىفرمايد : « لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ » و * ( « وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلامِ » ) * ، « 2 » و اينكه گفته استقسام به معناى قسمت است ، منظورش معناى لغوى اين دو كلمه نبوده ، بلكه منظورش اين بوده كه مصداق اين با مصداق آن منطبق است ، و گرنه معناى حقيقى استقسام طلب قسمت به وسيله ازلامى است كه گفتيم يكى از آلات قمار بوده ، و استعمال آلت در حقيقت طلب حاصل شدن فعلى است كه بر آن استعمال مترتب مىشود ، پس استفعال بر اين استعمال صادق است ، و مراد از استقسام به ازلام كه از آن نهى شده ، بطورى كه از سياق و زمينه كلام استفاده مىشود ، زدن آن تركه چوبها بر بدن شتر و يا حيوان ديگر است ، كه به هر جاى حيوان خورد گوشت آن نقطه شتر از آن صاحب چوب باشد . و اما اينكه بعضى گفتهاند : كه مراد از استقسام به ازلام استخاره كردن به وسيله آن تركه چوبها و تشخيص خير و شر افعال و نافع و ضار آنها است ، مثلا اگر مىخواستند به سفرى بروند ، و يا با كسى ازدواج كنند ، و يا عملى را آغاز نمايند و يا كار ديگرى كنند ، اين تركه
--> ( 1 ) « سوره بقره ، آيه 219 » . ( 2 ) مفردات راغب ، ص 403 .